سلام به همه دوستان كه در اين مدت ميومدند وبه وبلاگ ما سري مي زدند راستش اين مدت نه انگيزه به روز كردن وبلاگمو داشتم نه وقتشو .انگيزه رو واسه اين ميگم كه در طول اين مدتي كه از عمر دولت دهم ميگذره وامثال من كه چه اميدهايي به اين دولت بسته بوديم امّا متاسفانه اين اميدها آروم آروم رنگ باخت و از دل دولتي كه از مهمترين اهدافش مبارزه بافساد اقتصادي و رانت خواري واز اين جور حرفها بود يه غده سرطاني اختلاس 3000ميلياردي بيرون اومد .از طرفي ديگه هم آقاي (مشايي )يار غار رئيس جمهور شده كه گفتمان دولت اسلامي نهم را تبديل به گفتمان مكتب ايراني كرده .
خيلي وقت بود ميخواستم در مورد سخنان ايشان(مشايي) در همايش ايرانيان خارج از كشور مطالبي را بنويسم حال كه فرصتي دست داده نقد مختصري را مي نويسم هرچند كه نقدهاي مفصل توسط علما و بزرگان حوزه انديشه نوشته وگفته شده است.ايشون در همايش ايرانيان خارج از كشور مي گويند:‹‹من اسرار دارم برمکتب ایران، بعضی ها ممکن است برمن
خرده بگیرند که تو چرا نمی گویی مکتب اسلام،مکتب اسلام دریافتهای متنوعی از
آن وجود دارد من یک اشارتی کردم از آن درصحبت قبلی .دریافت ناب از حقیقت
ایمان و وحقیقت توحید وحقیقت اسلام مکتب ایران است. باید از این پس ما مکتب
ایران را به دنیا معرفی کنیم من دراین باب یک عبارتی راقبلا"عرض کردم سال
گذشته درهمایش هم به نظرم عرض کردم ودرخیلی از همایشها درمحضر ایرانیان
عزیز درسراسر دنیا عرض کردم باور دارم که واژه ایران ذکر است ،ذکر
است چرا ذکر است؟شما درذکر به دنبال چه هستید؟ذکر واژه ای است مرتبط به روح
مومن به جهان درون باور کرده به ارزشهای متعالی.از ذکر چه می جویند
ذاکران؟ همان را بجویند از ایران.ایران ذکر است زیرا ایران مظهر ایمان است
تاریخ ایران آکنده از ایمان است سرزمین ایران همیشه مظهر ایمان بوده
است.چرا؟چون مظهر علم بوده است ،مظهر فهم بوده است مگر می شود ایمان را
درجایی جستجو کنی که علم ومعرفت درآنجا نباشد هرجا که علم نیست ایمان هم
نیست هر جا که معرفت نیست ایمان هم نیست.خیال ممکن است باشد توهم ممکن است
باشد اما حقیقت ایمان منوط است به معرفت وعلم .این حرف قرآن است ((انما
یخشی الله به العباده العلماء))ربط دارد ایران مظهر حقیقت ناب است سرزمین
باورهای عمیق وپاک وصاف است اندیشه ایرانی جوهر دارد گوهر است بروز ظهور
اندیشه ایرانی همه اش زیباست مرا مظهر ایرانی نپندارید من تلاش می کنم تا
مظهر یک ایرانی باشم اما بدانید همان جا که زیبایی را می یابید آن
گوهرایران است درکردار،درپندار درگفتار دررفتار دربینش درکنش ایران
است.بعضی ها می گویند خاک ،خاک است چه فرق می کند؟نه ،فرق می کند من نمی
خواهم الان برای شما روایت بخوانم وبحث دینی ندارم الان اگرچه همه این
حقیقت اساس دین است ولی در دین خاک با خاک فرق می کند .درمنطق دینی محل دفن
ظالمان با مشهد شهیدان فرق می کند››از همين سخنان ايشون صدها ايراد و اشكال وارد است .اول اينكه كي گفته اسلام واقعي در ايرانه? طبق تمام اسناد تاريخي علماي شيعه لبنان بخصوص در منطقه جبل عامل نقش بسزايي در شيعه شدن مردم ايران دارندوالان هم از اركان اسلام واقعي وخط مقدم مبارزه با صهيونيست ايشان (بخصوص شيعيان حزب الله لبنان) هستند حال آيا بايد مكتب جنوب لبنان را هم علم كنيم .؟مكتب نجف چطور ؟مگر غير از اين است كه فقه تشيعي كه امروز همه علما و حوزه هاي علميه پرورش يافته ويا درس خونده اون هستند مديون نجف اشرف و حوزه علميه اون مي باشندو 1000سال باعث بالندگي و پيشرفت علوم ديني در سطح جهان شد .اين كه شما ميگي دريافت ناب اسلام فقط در ايران است مگر در همين ايران ما فرقه ها و طوايف و اديان گوناگون نداريم .آيا شما اونها را جزو ايران نمي دانيد البته بعيد است كه اهل تسنن و مذاهب چهارگانه اشون و مذاهب گوناگون تشيع واهل حق ومسيحيان و زرتشتيان و يهوديان و... را ايراني ندانيد .حال بفرماييد كه آيا اين عده از مردم ايران كه فكر كنم حداقل 1/4 مردم ايران هستند ومسلماً يا به اسلام اعتقادي ندارند واگر هم مسلمانند برداشتشون از اسلام وتوحيد وايمان برخلاف ماست جزو مكتب ايراني نيستند!!چرا براي القاء افكار خودتون از امام مايه ميگذاريد امام كي گفت مكتب ايران .امام گفت اسلام ناب محمدي واسلام آمريكايي .حتي شيعه وسني هم نگفت .يعني چه بسا اهل تسنني كه اسلامشون ناب محمديه و چه بسا شيعه اثني عشري كه اسلامش آمريكاييه.
ايشون در ادامه كلمه ايران را ذكر مي نامند .نميدونم ايشون چند سال علوم ديني خونده و به چه مراتبي از عرفان وتقوا دست يافته كه كلمه ايران را ذكر مي گويند .حال اگر بجاي ايران اسم قديمي تر ايران يعني پارس رابگوييم چه؟ آيا همان ثواب را دارد؟البته ايشون نگفته اند اين ذكر را چه روزهايي و چند مرتبه بايد گفت و البته خواص اين ذكر را نيز نفرموده اند چرا كه در ميان عرفا هر ذكري بنا به زمان خاصي وداراي اثرات خاص خود است .بعنوان مثال بعض اذكار باعث افزايش رزق وروزي مي گردند ويا بعض اذكار باعث دفع دشمنان مي گردند و... البته حقير فكر كنم ذكر (ايران)بخصوص در جلسه اي با حضور ايشون باعث ترقي هاي جهشي و رسيدن به مقامات دنيوي و البته اخروي ونزديك شدن به روح حاكمان هخامنشي و ساساني و البته احتمالاً محشور شدن با ايشان مي گردند .
ايشون در جايي مي گويند خاك با خاك فرق مي كند و محل دفن ظالمان و مشهد شهيدان باهم فرق مي كنند.سواي اينكه اين جمله ايشون چه ربطي به ايران و ايرانيت دارد و آيا منظور ايشون اين مطلب است كه هر سرزميني داخل مرز ايران باشد مقدس است ؟! حال لطفاً نظرشون را البته با منطق ديني درباره مكانهاي ذيل بفرمايند:1-مدينه النبي مضجع مطهر رسول الله و البته در كنار خلفاء اول ودوم 2. مشهد الرضا جايي كه مضجع نوراني امام رضا و البته در كنارشون هارون الرشد حاكم ضالم عباسي مدفونند . وموارد متعدد ديگر
بفرمايند طبق كدوم سند وروايت والبته متقن خاك با خاك فرق مي كند يعني درخاك ايران هيچ ظالمي مدفون نيست . حداقل يك نمونه اش كه در جوار مضجع نوراني امام رضا(ع)مي باشدو..البته برخي مكانها مقدسند بواسطه و جود انبيا و اولياء الهي اما اين جمله چه ربطي به ايران دارد مگر بقاع متبركه د ساير كشورها نيستند در عراق در عربستان آيا آن كشورها هم به صرف بودن اولياء وانبياء الهي مي بايست مكتب عراق و مكتب عربستان را مطرح نمايند.
ايشون در ادامه مي گويد:‹‹اگر يافتيد جايي را كه خدا تكريم شده اما انسان تكريم نشد، بدانيد آن خدا
همان خدا نيست و به اين مسئله يقين داشته باشيد و ترديد نكنيد؛ اگر ديديد
جايي انسان تكريم شده است و خداوند پيدا نيست، يقين بدانيد كه آنچه كه
تكريم شده، انسان نيست.
مشايي گفت: وقتي من ميگويم انسان،
ميگويند مشايي اومانيسم است. اي كاش اين آقايان ميخواندند و حداقل
اومانيسم را ميشناختند. آنها ميگويند من مثل فلان آقا هستم در حالي كه
اينها حتي آن آقا را هم نميشناسند كه ميگويند من مثل آنها هستم. وي
با بيان اينكه اگر كسي قدر آسمان را بشناسد بايد قدر انسان را بشناسد،
گفت: اگر قدر انسان شناخته نشود، قدر خداوند شناخته نخواهد شد. اگر
ميخواهيد خدا را معرفي كنيد، انسان را معرفي كنيد. چرا كه راه ديگري براي
معرفي خدا وجود ندارد.››
ايشان بفرمايند چرا در آيه هاي متعدد قرآن ،پروردگار متعال در مذمت انسانهاي منافق ؛كافر ومشرك صحبت نموده اند .آيا از ديد جناب آقاي مشايي همه انسانها در برابر خداوند يكسانند.مگر خداند درسوره تين نمي فرمايند كه «ما انسان را در بهترين اندازه آفريديم و سپس او را به پايينترين درجه باز
ميگردانيم؛ مگر كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند».يعني انسانهاي كه به خدا ايمان آورده وعمل صالح انجام دهند از طرف خداوند تكريم گرديده اند.پس انسان بماهو انسان زماني ارزش دارد كه ارزشهاي انساني و الهي خود را حفظ نمايد و الا مصداق آيه‹‹إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا›› مي گردند.
ايشان مي گويند براي شناخت خداوند بايد انسان را شناخت كه البته تا حدودي حرف درستي است اما باز هم بايد اين صحبت را تكميل كرد .انساني موجودي متشكل از فطرت و غريزه ،عقل وجهل و جسم وروح است آنچه كه در روايات آمده است اين روايت است كه :‹‹من عرف نفسه فقد عرف ربه››كه طبق آيات قرآن نيز ما 3 نفس داريم نفس امّاره كه انسان را بسوي شهوات دنيايي مي كشاند ،نفس مطمئنه كه انسان را بسوي خدا مي كشاند ونفس لوّامه كه انسان را بخاطر گناهان سرزنش مي كند.حال شناخت اين نفوس و شناخت عجز و نيازمنديشان نسبت به خداوند كجا و عبارت كلي و مبهم شناخت انسان كجا؟مگر غيراز اين است كه برداشت مكاتب مختلف از شناخت انسان متفاوت است انسان در مكتب غيرديني يا ديني .آيا شناخت انسان در آيين بودا و اسلام يكي است. پس اين جمله آقاي مشايي نيز داراي برداشتهاي گوناگون است كه مي بايست اصلاح گردد.
در پايان هم به آقاي رئيس جمهور كه هنوز با همه خطاهاش دوستش داريم و براي عاقبت بخيريش دعا مي كنيم مي گويم لازم نيست اينقدر براي اينكه ازآقاي مشايي دفاع كني بفرماييد كه ايشون اهل نماز شبه! ابن ملجم هم نماز شبش ترك نشد وهر روز هم روزه مي گرفت مهمترين ركن ايمان ولايت پذيريه تا بحال حضرت آقا چند مرتبه سخنان آقاي مشايي را رد كرده اند و مجبور گرديده اند از وجود نازنين اشون براي جمع كردن غائله هايي كه اين فرد با سخنان اشتباه خودشون در جامعه ايجاد نموده اند مايه بگذارند. يكبار در قضيه دوستي با مردم اسرائيل ،يكبار در قضيه سازمان حج و زيارت ،يكبار در قضيه معاون اولي، يكبار در قضيه مكتب ايراني ،يكبار در قضيه عزل وزير اطلاعات وقس علي هذا .حالا اين آقا هرچقدر هم اهل ذكر و ورد نماز شب و تهجد و... باشد به يك لحظه ناراحتي قلب نايب امام زمان نمي ارزه .والسلام
|+| نوشته شده توسط سیدمحمدمیثم در 91/02/18 و ساعت 12:58 |
درباره وبلاگ
باسلام.خیلی ازدوستان میپرسند چرااسم وبلاگمو کمان نیوزگذاشتم ,وجه تسمیه این وبلاگ اینه که کمان از قدیم وسیله ای برای دفاع بوده که عمق دشمن را هدف میگرفته؛ امروز هم که ما درجنگ نرم هستیم باید تیر بصیرتمون را در کمان تقوا قرار بدیم و قلب لشگر دشمن را نشونه بگیریم